بازم تو نوبت دندونپزشکی ام

...

اونروز تو سلف وقتی یک دختره گوشی موبایلشو جوری گرفته بود که حس کردم مناسب عکس گرفتن از ظرف غذای من است،

که نبود البته،

خیلی ناراحت شدم.

حس کردم اینکه لنز دوربینتو سمت کسی بگیری تمایز زیادی نداره با اینکه نوک تفنگتو بگیری بهش...

در هر دو حالت میخوای اونو از حرکت باز بداری! می خوای فیکسش کنی! در یک لحظه که دلخواه خودت هست! در یک پوزیشن فقط!

عین اینه که موقع مصاحبه نذاری طرف حرف بزنه! دینامیک را بگیری از طرف!

عین اینه که میخوای صافش کنی

بکوبی

میخوای اونو خرج کنی که خودتو توجیه کنی

می خوای یک برش از اونو، بی قبل و بعد، بعنوان شاهدی بر عقیده لجن خودت ارایه کنی

که دستمایه خنده و تمسخر یا هتک عزت طرفو جور کنی

لزومی نداره سوژه گزکی داشته باشه ها

موضوع اینه که توی جانی بی شرافت مسافری که به تو و به سیاستهات و به اهداف تخمی و آرمانهای لجنت کاری نداشته و فقط داشته ازت دور میشده و حتی عوارض این باز شدن فضای تو را اون از جیبش داده،

حتی ادمی اوتقدر در حاشیه را در بی دفاع ترین حالتش تو هواپیما، ترور میکنی و در جایی دیگه، 

با یک عکس، 

با یک کپشن

یک ریشخند

یک تعجب حتی...

همین توی بی شرف،  حتی اگه نگین سلیمان دستت باشه و عصای موسی تو ماتحتت. اینقدر حتی مجهز...

سر دوربین هاتونو به چیزی نگیرید که یکوقت چیزی بشه! 

از آدمها برای عکس گرفتن ازشون اجازه بگیرید

یا ناشناس بگیرید. یعنی جوری بگیرید که معلوم نباشه کیه. قابل شناسایی و جلب نباشه.

وگرنه غلط می کنید اسلحه به سمت کسی می گیرید که در مقابل قضاوت شما و کپشن شما و مقاله شما اونهمه بی دفاع است!

سر اون لولهنگ را پایین بگیرید!