غر
سه ماه میشه صاحب خونه ام را ندیده ام!
پولشو میذارم تو پاکت پیام میدم فلان جاست بردار.
خوبه امن است خونه! فکر کن!
امروز مخصوصا پول را گذاشتم و گرخیدم😄 نمیخواستم حضوری بحث کنم باهاش. راستش اینه که متوجه شده ام، و از اولش متوجه بودم، که من دو سه برابر بیش از قیمت معمول هر مترمربع، دارم اجاره میدم. فرض کنید یک اتاق دوازده متر مربعی مثلا اجاره اش باشه سیصد یورو. بعد یک اتاق شش مترمربعی را ازت بگیره دویست یورو. اصولا باید فیمت هم نصف بشه اما چون دیگه خیلی ارزون میشه، این کوچیکه را گرونتر میدن و من راستش اونقدر پول ندارم که چیزی با قیمت معمولی را اجاره کنم لذا، دارم زیان بی پولی ام را میدم.
بهرحال،
بهش پیام دادم و اعتراضمو نوشتم، و نمیخوام باشم که دلیل بیاره. میخوام بره فکر کنه با خودش!
بعلاوه، دستگیره در اتاقمو هم شکستم و پیام دادم یک نو بیار نصب کن مردک چه وضعشه😄
در اتاق خیلی سفته و تاحالا دوبار دستگیره اش شکسته، توسط خودم!
خلاصه که، فرار کرده ام. تا خدا چی بخواد.
واقعا زندگی سختی دارم. خیلی سخت! اینکه چطور دوام میارم، برای خودمم جای تعجبه گاهی.