عصری خونه خفته بودم، یکی در زد

زنگ را از پشت در واحد داشت می زد

فکر کردم لابد بر و بچ سفارش پیتزا داده اند.

هی محل ندادم

ندادم

ندادم

دیدم نه کسی انگار نمیاد. پاشدم در را باز کردم،

یک آقای قد بلند خوش سیمایی بود با یک چمدون بار! هم خونه ای جدیدمون از ترکیه، به اسم احمد! به کسر میم.

این صاحب خونه تخمی دیگه حتی ورود طرف را یادش می ره اطلاع بده!

دیگه سلام و علیک و راهش دادم و اتاقشو نشونش دادم و یک پیام دادم به یارو که هی یارو، طرف اومد!

تااااازه می نویسه یادم رفته بگم!

خلاصه که اینم از این. 

احتمالا آدرس و نشون را از مت هم شهری اش که پارسال باهامون بود گرفته باشه. بعدها باید ببینم اگه همو می شناسند، ساعت مت را بدم بهش که ببره برای بچه. غنیمت که از کفار جمع نمی کنیم که. امانت مردم است.