موضوع
دو تا زن، چیییییییییی دارند که به هم می گن مدام ؟!!
همزمان حرف می زنند و انگار که هر دو حول یک موضوع، کلامشون به هم می پیچه و عینهو بافت یک طناب، استوار و قوی می ره پیش!
بلف نمی زنند انگار مثل ماها
از شهامتهاشون تو تختخواب و از آمار چیزززززززززززهایی که کرده اند نمی گن. جنس مخالفی را نذاشته اند وسط به به کنند و آب از همه جاشون روان باشه. یک بحث جدی است. نمی دونم چیه فقط! کاترینا با منشی خانوم، چه موضوع مشترکی را به بحث گذاشته اند به نظر شما؟ کاش بلد بودم پرتغالی را.
کمرم درد می کنه آقا. کفشهام سنگین تر از طاقتمه!
چه خاکی به سرم کنم خدایا. خب خیس می شم اذیتم. شده با کفش پر از آب از صبح بشینی کار کنی تا ظهر؟ تازه بعد از ظهر هم باید همون کفش نمناک را پا کنی باز ؟ خب بده. نمی شه. یکروز جوراب خیس پا کنید تا بفهمید چی می گم ها.
این همون منشی خانومه است که عین آهنربا میومد می چسبید به این میزی که الان من نشسته ام ها!
نشون به اون نشون که انگار قطب های آهنربا عوض شده باشه! دیییییییییگه کار نداره باهاش!
بگو نامرد تو همونی نیستی که شب کریسمس مشروب گرون گرون با کارت پستال می خریدی می آوردی می ذاشتی روی این میز ؟!
الووووووو!
میز همون میزه ! یابو !!!