داریوش
پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
دیده بر طلعت خوبان نگران است هنوز...
یک گروهی هست، از قدیم ها
یکی با پیش شماره +1 یادداشت گذاشت
داریوش بود!
موهاش یک عالمه عقب رفته بود فقط!
یادمه تو خیابون شیخ بهایی وقتی دیدمش، با زن و بچه اش بود. تقریبا کله بچه را چسبونده بود به سینه اش و باقی بچه اویزون بود، همراهی میکرد😄
اون بچه لابد الان دوازده سیزده سالشه...
آقا پلوپز چقد مسخره است؟ زارچی دماش را کم میکنه نمیفهمم چند ساعت میخواد طول بده! واقعا احمقانه است سیستمش.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۸ ساعت 0:42 توسط آرش
|