بهش می گم ببین،

بچه های حرومزاده بهتر از آب در میان. زبل ترند. بیخودی معطل صیغه و عقد و الخ نمونید...

واقعیت هم همینه. به نظرم لغت حرومزاده، در ادبیات، لغتی ترور شده و شهید است!

بهش ستم شده است!

حرومزاده، اگه در اوج شوق و شهوت دو نفر درست شده باشه، بی شک اون نشاط و سر زندگی زوجین را در تمام طول زندگی اش یدک می کشه و باید فرق کنه با بذری که به زور و با غر و نق کشت می شه!

یادمه یکی از همین بر و بچ بود، مادر ستایش خانوم، بررررررررررنامه گذاشته بود بابای شوهره را در کرده بود که آقا بریز توش دومی را بسازیم من نمی دونم کجای فلانم تنگه نمی دونم گشاده، نارسایی داره هرچی.

این که بچه نمی شه که. هفت تیر بذاری بالا سر باباش که ازش اسپرم بکشی! خب خلق باباهه قطعا تو کیفیت اسپرم و محصول اثر داره. اضطراب خود توی مادر اثر داره. اصلا این زورکی بودنه اثر داره! فرق داره با وقتی که همه اجزای تنت به وجد اومده و می پاشه! من علمی ماجرا را نمی دونم منتهی حسب درون نگری های خودم می گم که اسپرم، چیزی نیست که تو انبار موشکی مرد ذخیره باشه! این در لحظه ساخته می شه. شما یک آن حس می کنی چیزهایی از کف پا تا مغز سرت مهاجرتی را شروع می کنند و می رن به سمتی که ترکیب و بعدش تزریق بشن به طرف! بذر انسان بذر مونده ای نیست. کپک نزده! نو به نو زایش می شه! واسه همینم تغذیه باید خوب باشه نمی دونم عشق باشه نور اتاق مناسب باشه دلواپس این و اون آدم نباشه...