آقا گفتم خنشتک،

رفتم به ساااااااااااااالها قبل،

وقتی این یک فحش خیلی بدی بود تو آبادی ما!

به کسر خ و ن و سکون شین و کاف و فتح ت بخونید

حین فحاشی  از هم می پرسیدند خنشتک داری؟ مگه خنشتک داری؟ یک چیزی باید باشه تو مایه های خارش کون. یک عیب مثلا! با درمانی زشت!

حالا ریشه پیدا کنم ییهو در میاد لاتین است! عین  چفیه و کفش و 

می دونستید به کفش می گفتیم پوزار؟ پ را به ضمّه بخونید با واو قاطی بشه. پوزه و دهان نیست. مثل دستگاه پز، اونجوری بخونید.

پوزار، همون پا افزار یا کفش بود!