یک دختره تو گروه تلگرامی بر و بچه های اینجا، یادداشت گذاشته بود،

تب کرده

فکر می کنه کرونا گرفته

عین سگ ترسیده است

هرکی یک راهکاری بهش می ده

و من دارم می گم نگاه کن غربت را که چه بی رحم است!

طرف اسمشو نذاشته، منتهی، شماره موبایلشو گذاشته که اگه من مفقود شدم خلاصه در جریان باشید چی شده!

فکر کن. کسی که اسمشو نمی نویسه، عکس نمی ذاره، اونقدر ترس برش داشته  و اونقدر تنهاست و اونقدر به خودش ترسیده که شماره تماس می ذاره...

ده درصد از نخبگان جامعه آواره کشورهای مختلفند! جبهه نگیرید خودمو نمی گم. ولی می دونستید حدود هفت میلیون ایرانی بیرون از کشور است؟!

می گفت اگه جلوی یکی از این هواپیماهایی که داره می ره کانادا یا آمریکا را بگیرند، همه مسافرهاشو پیاده کنند که آقا شما بیایید مملکت را اداره کنید، بی برو برگرد بهتر از الان می شه چون هرکی تو این طیاره هاست یا متخصص و تحصیلکرده است یا کسی است اونقدر وطن پرست بوده دیگه طاقتش طاق شده سر به بیابون گذاشته است!

درد است...

روزگاری که آدمهایی با شکلهای ترسناک به صراحت تهدید به ترور می کنند و کسی جلودارشون نیست که هیچ، مزرعه حیوانات یاد آدم میاد و سگهای دست آموز ناپلئون...

آتش به اختیار ! این بود تمدّن ؟!

اونها که رفته بودند قم و مشهد را گرفتند. یک گه خوری ای می کردند که دیگه از اون کلفتی گردن و اعتقاد سخت هیییییچ خبری نبود!

هر کدام با داستانی، با توجیهی، با حکایتی...