:))

آقای لی، اخطار داده که بعد از اتمام قائله کرونا، جهان با کمبود کاندوم مواجه خواهد شد!

ایشون که گویا یک کاندوم از هر پنج کاندوم مصرفی در جهان را تولید کرده است، فرموده که کارخانه های سه گانه اش در کشور مالزی برای پیشگیری از انتشار کرونا بسته شده اند و لذا بعد از بحران ماسک و ژل و الکل،  جهان با بحران کاندوم روبه رو خواهد شد!

کسی اگه می خواد احتکار بکنه، دم دمهایی مهار کرونا، بره تو فاز خرید و تلنبار کردن کاندوم خلاصه.

این ذهنیت از درآمد را خیلی من دوست دارم. همیشه فکر می کردم کارخانه های ساخت آدامس، تولید سیگار، اینها خیلی زبل و خیلی خوش به حال اند! شما تصور کن مالک یک کارخونه سقّز (آدامس) باشی، بعد تو خیابون، ناشناس، داری راه می ری. دهن هرکی که داره می جنبه به جویدن آدامس، عملا چرخ کارخونه تو است! اون نمی فهمه ولی با همین کارش داره پول می کنه به جیب تو! یا اونی که سیگار می کشه! بی اینکه بفهمه، با به گا دادن ریه های خودش، با هر پکی که می زنه، داره جیب تو رو پر می کنه. حالا آقای لی را نگاه کنید! هر تلنبه ای که هرکی در هر کجا به هرکی دیگه می زنه، آقای لی کیف می کنه!! چون یا کاندوم را مستقیما از کارخونه خودش خریده، یا اگه از رقیب خریده باعث شده قد یک کاندوم حتی، جنس تو بازار کمتر بشه و احتمال فروش جنس آقای لی بره بالاتر! تقّه به تقّه ملت بی اینکه خبر داشته باشند، شیره جون خودشون و زیدشونو بیرون می کشند و فلان طرف و کل ستون فقرات خودشونو به گا می دن با منتهای تلاش و جدّیت عرق می ریزند اونم در خلوتی که اگه نریزند هم نه آقای لی هست نه گماشته هاش، اما می ریزند که چی بشه؟

که پول کنند به جیب آقای لی!

همیشه از این ایده پولدار شدن خوشم میومده است. این فرق داره با اینکه مثلا نمایشگاه اتومبیل داشته باشی و یک تکه بزرگ و گنده بفروشی! درآمد باید عین گدا آهنی های سر چهارراهها باشه! فقیرترین ها هم پول بریزند توش و به گردشش و ثروتش کمک کنند! و اصلا فقرا بریزند توش! چون هم تعدادشون بیشتره هم شعور اقتصادی ندارند بجای اینکه بره مثلا یک موز بخره بخوره فلان ویتامین تنش تامین بشه زاتی پوله را می اندازه تو امامزاده یا تو صندوق، بعد از نیروهای غیبی می خواد که مثلا بهش قوّت بده!

آره داره میده. بیشتر بمک!