وقتی کسی ازتون  پرسید آیا شما مهربون هستی،

چی جواب می دی؟

از این سوال کس شعرها دیگه. ییهو پیش میاد. می ری خواستگاری مثلا خانومه با کلی تحصیلات و کمالات هیچی دیگه نداره هیچ متر و خط کش و اصول و چهارچوبی نداره، ازت می پرسه شما مهربون هستییییییییییییییید؟

می دونید،

مهربان، اگه ترکیبی باشه از مهر+بان، که می تونه باشه،

یعنی کسی که از مهر، مراقبت می کنه.

مشعل المپیک یادتون بیاد! یک کشوری اینو تحویل می گیره، بعد 4 سال تا دوره بعد، ازش نگهداری می کنه!

قبلش نمی تونه خودش بره یک چوب برداره سرش آتیش بذاره پاسداشتت کنه! این میشه مشعل ایزوگام نصب کردن! هویّت نداره. ارزش نداره! عقبه نداره. اصالت مشعل المپیک را نداره.

می دونید؟

تو بحث مهر هم همینه.

شما باید مهر را از کسی دریافت کرده باشی، 

اونو تو جیگرت، حفاظت کرده باشی،

تا بشی مهربان!

حالا زارتی نرید سر ازدواج. یکی این مهر را از مامانش وام دار است، یکی از خانواده اش، یکی از پسر عمه اش، یکی از مادربزرگش، یکی از شوهرش، از زنش، 

یکی از سگش!

آدم ،وقتی دریافت کرده باشه، بی گمان می تونه پس بده. ولی وقتی عین هیزم تر، اصلا گرما را نگرفته باشه، چیو انتظار دارید پس بده؟

 

آقا نمی شه. همزمان دارم واتس آپ با یکی کل کل می کنم، رشته کلام می بره.

همین. هرچی فهمیدید، همین. بهش گفتم وا بده،

وا نداد! 

پس اینور خودم وا می دم. بوی کبابمم هواست برم ببینم چی شده

عزّت مزید