پارسالها بود، تازه اومده بودم خارجه و یادمه یک چیزی نوشتم از بد بودن دکتر شدن! از اینکه دیگه نمی تونی راحت شونه هاتو بندازی بالا و بگی به ما درس ندادند!

یادمه اون زمان سارا خانوم، حفظه الله از کرونا و سایر بلایا بخصوص از آدمها، بهم توصیه کرد هر آنچه می گی را سعی کن دو تا منبع براش داشته باشی تو آستینت!

درست می گفت و سعی کردم اینطور برم پیش منتهی کاربری نداشت تا الان!

الان، در عین حال که خسته از وقایع روز و عصبانی از دست الاغ بودم، استادمو می گم، دیدم یکجا برای یک بدیهی ای، ازم مرجع خواسته!

پیدا کردم! نسبتا سریع!

آخ جیگرم خنک می شه وقتی اینها را می کوبم تو صورتش!

نمی دونم چی شده، لحنش خیلی آروم و مودب شده باهام. یحتمل اون قضیه عوض کردنش را باهاش در میون گذاشته اند. به خودم هنوز کسی واکنشی نشون نداده اما این بابا خیلی رام شده. مثلا هیچوقت نمی گفت سری آخر کامنت هاشه، الانم نگفته، فقط گفته سری بعدی که بده، سری آخری خواهد بود.

واقعا من اگه نتونم یک استاد را سر جاش بشونم خیلی کارم خرابه! بحث علمی را می گم ها. من سنم و تجربه ام از خیلی از اینها که پیششون امتحان دادم بیشتره. باید این مشخص باشه! باید یادش بمونه منو :))