از منظره های زشتی که کرونا ایجاد کرده، پنجره هایی است که پشت هر کدومش یک مرد شکم گنده به بیرون خیره شده است!

بابا از قدیم هم وقتی پنجره ای بود، یک چیز خوشگلی از توش سرک می کشید!

اگه اینورش بودی باید آفتاب را می تونستی ببینی،

اگه اونورش بودی یک زن مو بلند ناز آستین کتی!

این چه اوضاع میمون و وضع بوقملونی است که پشت هر پنجره یک ریشو است؟!

خودمم از همه بد تر! یک دیگ مو دارم! نصفشون که ریخته کف خونه، بقیه اینقدر بلند شده که فر فری می شه کم کم.

امروز رفتم دانشگاه. یک معدودی هم ماشین بود جاهای مختلف. نشون میداد یک عده به کارشون مشغولند

یکم با نرم افزاری که باید کار کنم ور رفتم. از خونه ا جرا نمی شه نامرد. یکم چیزهایی داشت که سرم نمی شد و خب باعث شد حداقل موضوع واسه خوندن بیاد دستم.

ساعت ده رفتم کتابمو هم از کتابخونه گرفتم. اونها هم انگار شیفتی سر کارشون بودند. بخاطر من کسی نیومده بود.

ظهر رفتم پنج تا نون خریدم! عین این عیالوارها! بعدش رفتم جو بخرم یارو گفت ، سعی کرد بگه، فقط فروشگاههای بزرگ و سوپرهای خیلی بزرگ ممکنه د اشته باشند!

جاتون تهی  الویه خوردم و الانم یکم سوپ . یکم خوابیدم. یکم یوتیوب کلیپ نگاه کردم. ژیروسکوپ را طرف داشت درس می داد. قشنگ بود. یک معلم فیزیک که تو کلاسش آزمایشگاه داشت و خیلی معادلات را همونجا عملی هم نشون می داد. دوست داشتم هرچند به کارم خب نمیومد.

وقتی از چیزی می خوام فرار کنم همینه، برای اینکه عذاب وجدان نگیرتم چیزهای مفید نگاه می کنم یا می خونم ولی، خودم می دونم که مفید نبوده است.

راستی چارلی چاپلین هم دیدم، یک عالمه!