بهش می گم اگه مردی و بدهی ات موند به گردنت چی؟
می گه نترس من تا بدهی ام را به تو ندم نمی میرم!
نوشتم انگیزه زنده ماندنت شده ام؟
خخخخخخ! قاطی کرده طبعاً
بگذریم
رفتم فروشگاه. یعنی دیدم رو مود هیچکدوم از درسهام نیستم! هوا هم ابری و بارونی، یکم خوابیدم دیدم دلم زن می خواد! جمع کردم پا شدم رفتم بلکه کرونا بگیرم خلاص!
دیگه دلتون نخواد یک عالمه مایع خریدم!
آب معدنی خریدم که دلپیچه ام ولم کنه،
آب شنگولی خریدم که شب به شب دو بند انگشت بعنوان دوا بخورم، گویا برای قلب و سرما و الخ خوبه.
شش بطری شیر خریدم که ماست درست کنم و شیر بخورم و الخ. شش تای قبلی امروز ته کشید
یک تخته شکلات هم خریدم. ننوشته چند درصد کاکائو داره ولی تلخ نبود. خوشم اومد.
یک بسته پنیر شاید تنها بخش مفید ماجرا بود! دویست گرم!!
الانم تو مود درس نیستم. برم ببینم چی عایدم می شه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 15:58 توسط آرش
|