شب کردن،

نه به معنی کردن و بزو بزو،

به معنی اخم کردن و دلخوری را نمود دادن بود،

در قدیم!

تجمع سیاهی ابروها، شب شدن را تداعی می کرد و این اصطلاح از پرمعناهای اون روزگار بود به عقیده من.

دوستان یک ترانه فرستاده بودند که یحتمل چون این معنا را فراموش کرده اند، یا از اول نمی دونسته اند، به مسخره کردن متن با فیگور اشخاص فهیم مرتکب شده اند حال آنکه نه برادر، تو نادانی که نمی فهمی. عین اینه یکی بره جلوی کتبیه ای با خط میخی نیششو باز کنه بگه هه! یکمشت میخ کشیده اند!

اون میخها ته علوم زمان خودش و بلکه زمان ماست، اگه به آدم فضایی و الخ معتقد باشیم. فلذا همچون خنده ای صرفا ابراز جهالت خودمونه، نه بیشتر.