من فیس بوک، اکانت دارم،

فعال نیستم. کلا چیزی برای عرضه تو اون وادی نداشتم. محصول من فکر بود و حرف، صدا بود نه سیما. بخاطر همینم به طرز ناباورانه ای یکدهه است دارم وبلاگ می نویسم اما فیس بوک، کلا شاید اندازه یک روز وب نویسی هم مطلب نذاشته ام.

اینجا که اومدم نیاز شد. بازم اما بلد نبودم و فعال نبودم.

امروز، به خون گریه کردن رسید کار و پیامها را باز نمی کرد! یعنی هی دور دور دور می زد و من فکر می کردم سرعت  اینترنتم کم است تا اینکه بالاخره یک آیکون به چه بزرگی دیدم که نوشته بود مثلا messages و روش که کلیک کردم همه پیامها را باز کرد و با سرعت معمول تونستم مکاتبه بکنم و هوفففففففففففففف از کسی که می خواد پیچگوشتی را بندازه به پیچی که انبردست براش لازم  است!!!

امان از جهل. خلاصه اش