برگشت
خب، کلاس تمام شد.
خوب نبود. میکروفونم وصل نشد هیچ بار و اصلا دلم نمی خواد فکر کنه که عمدا داشتم از جواب دادن طفره می رفته ام. درسته بلد نبودم خیلی اش را، منتهی واقعا وصل نشد میکروفن.
برگشتم اتاق خودم. سرد بود بعد از یک ماه و اندی که نبودم توش. تمیزش کردم، یک فرش پشمی ضخیم و تمیز هم اون روز تو کمد به چشمم خورد، آوردم کف زمین پهن کردم و، بعد از ماهها، تونستم بشینم رو زمین هم!
ممکنه درک نکنید چی می گم. باید به سرتون بیاد بعضی چیزها تا بیاد دستتون.
بهرحال.
با خودم فکر کردم اون متن شکواییه بلند بالا را نفرستم. الان، در حد چهار خط نوشتم چیه ماجرا و فکر می کنم خیلی محترمانه تر است. البته که کینه شتری من توش هویداست! یعنی اگه دم به تله بدن و کامنتهای استاد را بررسی کنند، بی شک در ادامه کارش تجدید نظر می کنند. اگه هم فقط گزارش منو چک کنند که بعید است چیزی از دست بدم. ولی فکر می کنم کلا کاری نکنند!
اگه این شازده نخواد شام بپزه، امشب ساندویچ فیله مرغ درست می کنم. یادم باشه سس سفید هم براش درست کنم و دلی از عزا در کنم.
ولی اگه بیاد بازم بره بچپه تو آشپزخونه قطعا تا یازده شب بیرون نمیاد و خب، بازم نون پنیر می خورم.
فعلا که لخته تو حمام. تا ببینم بعدش چی بشه.
خخخخخ اینو بگم! یکی از شورتهامو پاره کردم! نوارهایی به عرض چهار سانت ازش در کردم و نوار را کشیدم و دقیقا شد طناب برای درست کردن ماسک! دیروز رفتم کش بخرم، خیلی باریک بودند، شک نداشتم که بیخ گوشمو اذیت می کنند. حدود 1.6 یورو بود بسته اش، 45 تا کش.
دیشب که یوتیوب می دیدم یارو با جوراب زنونه و با هرچیز کشباف دیگه ای که فکر کنی ماسک و بندیلکشو ساخت و به نظرم خیلی جالب بود فکرش. واقعا خوشم اومد. می گفت سیر زیرشلواری راه راه اصفهانی ها می رفت تا برسه به نخ دندون، حالا یک استفاده قبل از نخ دندون براش پیدا کردم من! ماسک کرونا!
خخخخخ
آقا از روشنی و از گرما و از کم سر و صدا بودن اتاق خودم خیلی راضی ام. روزها قطعا خوب نیست که بهتره کم کم برم دانشگاه و وقتمو اونجا سپری کنم. ولی برای عصر و شب و تاریکی، واقعا از اون اتاق 320 یورویی بهتر است. اینجا سه تا لامپ دارم تو فضایی به مراتب کوچکتر از اتاقی که با دو تا لامپ روشنش می کرد!