تو فیس بوک، یارو پیام گذاشته که، کسی می دونه به کجا باید حیوون آزاری در منزل را گزارش بدیم؟

هنوز نقطه ته جمله را نذاشته، یک نفر لیست شماره تلفنها را تو شهرهای مختلف براش لیست کرده است.

طرف، اولی، تشکر کرده و نوشته که الان وقوع جرم را گزارش می دم!

...

ما هیچ،

ما نگاه!

یکسری خونه های رو به رو یک بالکن دارند،

یکسری هاش دو تا

بعضی بالکنها حکم انباری های فعال را دارند،

بعضی حکم پاسیو، بعضی خلوت شاید یکی دو تا صندلی تنها

تو بالکنهای شلوغ، یک گاهی، بین پاچه هایی که آویزون شده تا خشک بشه و انواع حوله ملحفه ها، یک آدم می بینی که داره لول می خوره!

یا آفتاب گرفته به زور،

یا سیگار دود می کنه...

 

به قرعان فردا می رم در خونه این همسایه روبه رویی اگه بازم فردا چیزی را داشت از پنجره و بالکن می تکوند ها! مریض شده اند به مولا! همممممه زندگیشو روزی یکبار از پنجره می تکونه! در ادامه گنده گوزیها و ادعاهای بیخودی نسل آریایی و نمی دونم نژاد ایرانی ،داشتم فکر می کردم با چه افتخاری از خونه تکونی سال به سالمون حرف می زنیم وقتی نمی  دونیم یک جایی هست که هر روووووووووز خدا اینها دارند خونه تکونی می کنند! هر روز! بی استثنا!

طبق معمول تو این مورد هم ریده ام! فقط ادّعا!

 

هم خونه جدید نیومد. یعنی در تشخیص آدمها اشتباه کردم آیا؟ اونهمه که همه فاکتورها به تخمش بود، از سر این بود که کلا خونه را نخواسته بود و فقط صاحبخونه را سر کار گذاشته بود آیا؟!

صاحب خونه نامرد، اطلاع نداد که من از اتاق خالی می تونم استفاده کنم. 45 روز استفاده کردم حدودا. البته خدایی با قیمتی که براش گذاشته ارزش نداشت. ماهی 320 یورو ! چه خبره! که چی؟ بزرگ بود و سرد و لامپ لوستری هاش ناکافی. بازم من یکم به جونش رسیدم برای آیندگان :))

یک چراغ خواب داشت که تبدیلش کردم به چراغ مطالعه! یکم اجزاشو پیچوندم و نورشو که هرز می رفت به سمت مطلوب هدایت کردم! همین.

رنیتو عجیب بود امروز. یکبار رفت و برگشت، فکر کردم خرید داشته است. یکبار دیگه رفت و بر نگشت!! تازه برخلاف معمول حموم هم رفت! 

برم درس بخونم یک مقدار. فردا اگه هوا خوش بود برم روغن نارگیل خوراکی بخرم برای موهام و قیچی پیکتاژ