حسود
با خان عمو گپ زدیم،
یک گپ کوتاه
خان عمو، تحصیل کرده است. شناس است و خوش خرج. یعنی کاسب جماعت هرچه هرجا کم بیاره از جیب عموی ما جبران می کنه.
به ما چه.
این عموی بزرگوار با اینکه اختلاف سنی قابل توجهی با من داره و اصلا رده ما دو تا برند مختلف است، منتهی نمی دونم چرا حس می کنم یک جوری مریض است! هر از گاهی سعی می کنه به من اثبات کنه که من اشتباه کرده ام که اومده ام خارجه!
خب به تو چه!؟ حالا چون این یک کار را من کردم و بچه های تو نکردند، یا نمی تونی بذاری بکنند چون باید زیر سرت باشن شب که می خوابی، باید هی سعی کنی کار منو کوچیک جلوه بدی؟ چشمت کور!
ادله الانش این بود که اگه بنا به تو خونه نشستن بود (منظورش قرنطینه است)، چه کاری بود که تو رفتی؟
بازم می گم، به تو چه! دلم خواست! فضولی عمو؟
بهش می گم اونجا اداره ساختمانمون رو دوش من بود خسته ام کرده بود، تو اداره هم کار نداشتیم افسرده شده بودم.
می گه هااااااااااااااااااااااان.
هان و مرض! هان و درد! هان و وبا!
اینکه بعضی ها بلد نیستند حرف بزنند، بلد نیستند اندازه سنّشون یا تحصیلاتشون باشند، این نمودهاش همینهاست. مردک، زنگ می زنی، دمت گرم. بزرگی می کنی. موج منفی ات برای چیته؟ نمی میری اگه سعی کنی بفهمی خوبی هاش چیه. مگه می شه یک کاری یک حرکتی تمامش بدی باشه؟ من الان که دارم خرج می کنم اندازه شهریه پسر یالغوز تو خرجم نمی شه! چشمت در بیاد که اینجا اومدم چکار! اینجا همونجاست که تو با اونهمه اهن و تلپت دو هفته نمی تونی بیای ببینی قبل از مردنت! اینکه اینجا بری قلبتو چک کنی و دندونتو درست کنی و چشمتو معاینه کنی پیشکشت عمو جون! اینکه عین آدم باهات رفتار بشه پیشکشت گلم! اینکه آسمون را به رنگ آبی ببینی پیشکشت عمو! اینکه ماهی که می خری بوی گند نده تا از جنوب توی کانتینر برات حملش می کنند، یا هزار اینکه و اینکه دیگه، اینها را شما نمی خواد بدونی. خودتو بزن به خریّت، یونجه ات را بخور.
ابله!
مهاجرت، جلای وطن، چیزی بوده که از قدیم با اعدام هم تراز بوده است! کسی را می خواستن نکشن، تبعید می کردند! اینه که کار هر کسی نیست. کسی اگه انجامش داده، به هر دلیل، شک نکنید یک سر و گردن رنجهاش از شما بیشتر بوده و شهامتش از شما بیشتر بوده و تجربه هاش از شما بیشتره! پس لال بشید قبل اینکه بخواهید کسی یا کاری را که قدرت بر انجامش ندارید نکوهش کنید.
تامام!