گوش چپم گرفته بود،
براش که قطره خریدم، از هر ده باری که ریختم به چپ، یکبار هم ریختم به راست.
مشکل، حل شد. نوبت دکترم را هم کنسل کردم. منتهی، الان سر شبی یک عالمه موم از گوش راستم در اومد!!!
مال سمت چپی پس چی شدند؟! اصلا اونور گرفته بود!!!
نمی دونم.
حالا بازم شروع کردم قطره بریزم توشون ببینم چی میشن!
یعنی کارمون شده عین این دخترها فقط به خودمون ور رفتن! یا داریم چیز تو گوشمون می کنیم یا روغن نارگیل به سرمون می زنیم! بد نیست البته. بین دختری که مدام پشت میز آرایش بود با اونی که مدام پشت میز مطالعه بود، به نظر می رسه ان اولی زندگی را برد! هم سختش نشد، که بفهمه، و از فهمیدن رنج بکشه، هم بالاخره اومدند و گرفتند و بردند و کردند و الانم خرجی اش را می دن، خانوم دغدغه اش باشگاهشه و رنگ لاکش! چه می فهمه انتگرال چیه، کروموزوم کجاست، کرونا کجا را چطوری صاف می کنه... داره بچه هاشو که بزرگ می شن نگاه می کنه و کلاس یوگا می ره فوقش که ییهو فشار به جایی اش نرسه...