:))

میگه که ، عاشقت نیستم ولی بعنوان یک  دوست، دوستت دارم.

کرمم می گیره. بهش می گم حاضری هم تن بدی؟

می گه نچ!

میگم ولی من حاضرم چیزمو دست هرکی که دوستش  دارم بدم!

لبخند شیطانی ام را از پشت گوشی نمی تونه ببینه :))

خدایی، چه ادعای بیخودی می کنید شماها؟ وقتی حتی حاضر نیستید آلتتونو بدید دست کسی که دوستش دارید، چطور مدعی هستید قللللللبتون و نمی دونم حسسسسسسستون و نمی دونم عمممممممممرتونو حاضريد در اختیارش بذارید؟

هان؟

دو حالت داره، یا آلت مبارکتون بیش ازاینها که شمردم ارزش داره که قصد دارید آخر کار اینو بدید، که خب معلوم می شه ارزش اینها چقدره!! یا اینکه تمام فرمایشتون کذب و مدعاست!

نظرتون چیه؟

با یک پسره پرتغالی تو فیس بوک حرف می زدیم، می گه دخترهای پرتغالی آخرین گزینه برای دوست دختر انتخاب کردن اند! جالب بود برام. بعد می گه دختران روس، فرانسوی، اسپانیایی و برزیلی و هلندی (ماشاالله به اینهمه تجربه) به مراتب بهتر از بقیه بوده اند. سیاه پوست ها ایشونو دوست نداشته اند و با آسیایی هم کم بوده است. موضوع اینه که اینها که می گه لابد بحث سکس را نمی گه ها. بحث زندگی را داره می گه و انتظاراتشون و بازیهاشون به قول خودش...

گفتم، گیر ایرانی نیفتاده ای تا بااااااااااباتو در کنه! هرچند، به نظر میاد ایرانی ها برای خارجی ها خوب بوده باشند. پریا را با اون آقا سیاهه دیدم، خیییییلی خوشحال بود که. از ته دل!

و البته من با تجارب اندک خودم فکر می کنم اینها تمامشون از یک کارخونه اند! زن زاده شده که مرد روی آرامش را در آخرت ببینه! می گید نه، ببینید چه خونی به دل شوهر و دوست پسرهاتون کرده اید! در ازای چی؟ 

 

-------------------------------------

اینم واکنش یکی از دوستان. چرا خصوص می دید برادران شما که می دونید من اکران می کنم خصوصی ها را :))

همیشه ناقص و یه طرفه و از طرف خودت مینویسی
و همیشه حق به جانبی
مردشورتو ببرن با این التت که معیار شده واسه همه چیت
(اینجا یک فحش داد بیششعور  :)) )

 

عرض کنم که خب، من مگه باید از طرف شما بنویسم؟ مگه من عریضه نویس دم دادگستری ام؟ خب معلومه من از جانب خودم می نویسم و شما هم می تونید از جانب خودتون بنویسید و انصاف بدید که من همیشه خدا تایید کرده ام نوشته هاتونو، مگر تحت شرایط خاص.

'''''''''''''''''''

باز فحش داد!

چرا فحش می دید؟! خب اگه حرف حساب دارید حرف بزنید! آخه فحش که شخصیت شما را نشون می ده به چه درد من می خوره؟! حرف و کلام و استدلالتون شاید راهگشا باشه،

شااااااااید!

فرمودن:

"یک عدد کونی و دیگر هیچ"

 

گفتم اونروز هم تو پارک آقاهه بهم گفت گی هستی؟ آره گفتم.

کلا با اینکه دیگه شلوار پارچه ای هم پا نمی کنم و به لحاظ قیافه و موی بلند و باقی شعائر شبیه اینها هستم، ظاهرا، ولی بازم خیلی وقتها نگاهها را رو خودم حس می کنم!

گمونم خدا لطف کرده و به دل نشسته ام یکم!

فقط نمی دونم چرا به دل آقایون!!

:(