دیروز دومادمون بازم از اون کلیپ های غافلگیر کننده فرستاد

براش نوشتم، حواسم به سابقه خراب شما بود. 

قبل و بعدش هم استیکر لبخند گذاشتم

نوشته، دستم درد نکنه. حالا سابقه ام خرابه

یک استیکر خنده گذاشتم، نوشتم از تکنولوژی استفاده مخرب می کنید

بازم یک استیکر خنده

ببینید چی نوشته مردک:

 

واقعا فکر نمی کردم ناراحت بشید و از این واژه استفاده کنید وگرنه اصلا نمی فرستادم

 

یعنی قشنگ طلبکار هم هست الاغ! الان انتظار داره من بابت واژه ام عذرخواهی کنم، درحالی که ایشون نه فقط بابت کلیپ ترسناکش عذرخواهی نمی کنه، بابت اینم که مرزهای شوخی و جدی را یکطرفه و روز به روز و خودش تعیین می کنه حاضر به بازنگری نیست! شده عین اقدام علیه امنیت ملی! طرف حرف می زنه مصداق است، اون یکی موشک می زنه به مملکت مصداقش نیست!! همینقدر مسخره و بوقلمون شده است.

نوشتم ناراحت نشدم بابا فراموش کنید.

نکبت!

آقا حد و حدود خودتونو بدونید! 

 

مریم آلمانی!؟ کجایی عمو؟ چه خبر از شاخه ات؟! تعریف کن یکم برامون. به قول شاعر،

هیچی. 

دیشب ساعت یک خوابیدم. تا ساعت چهار صبح صدای زن همسایه میومد. نمی کردنش ها. به شادمانی مشغول بحث و جیغ و زندگانی بودند. از چهار دیگه خفتند.

اینجا پنجره های خونه ها، حتی پنجره های کوچیک حمام ها، یک سری پرده داره، عین درهایی که ما به کاراژ خونه ها می ذاریم و به بالا جمع می شه. کرکره های افقی. وقتی اینو می کشند شب و روز را خودشون تعیین می کنند دیگه. واقعا هیچ نوری ازش درز نمیکنه. امروزم که تعطیلند و خلاصه حالی به حولی.

یک کلیپ دیدم صبح، تکنولوژی پهباد را نشون می داد و نقطه زنی را. یک دیلدو بسته بودند سر یک پهباد، طرف هدایتش کرد به مدخل مطلوب! از راه دور!!! بعد ما زارتی می زنیم ناو خودی را می ترکونیم! ای خاک بر سرمون...