اقبال مردمان
خدا شانس بده. فقط همینو می تونم بگم!
ما، این چند سال بعد از فوت پدر، چند تا مستاجر گذاشتیم. آخری اش را که خدمتتون عرض کنم نزدیک به سه میلیون بدهی به اداره آب، یک میلیون هشتصد هزار تومن بدهی به اداره برق، و یک مقدار ناچیزی به اداره گاز برامون گذاشت و از کل 12 ماه، گویا سه ماه هم اجاره داد!
یعنی دقیقا بدهی هاشو که بدیم و مالیات را هم که بدیم، نزدیک یک سه چهار ماه هم اجاره باید به جاش بدیم! منفعتمونم هیچ.
حالا، این بابا براش مستاجر میاد، یکی اش من! اینقدر که مواظب خونه خودمم مواظب اینجا بیشترم.
یکی اش اون آرتور که اتاق را اجاره کرده ماهانه 250 یورو، الان دو ماه است از ترس کرونا قفل کرده رفته منزل. تابستون هم دو سه ماه نیست. بعد تمام این مدت اندک تخفیفی هم در اجاره اش وجود نداره.
مستاجر اومده براش به اسم مارکوز! دیروز که تمام خونه را سابید بماند، امروز هم از صبح بلند شده باز داره می سابه!!
یک گاهی تو اداره از کدبانوگری هام که رو می کردم، بحث از غذا می شد یا چمیدونم باقی کمالات، خواستگار پیدا می شد برام از بین دوستان نر! حالا این بابا اگه یکذره ملاحت داشت که آدمو صاف می کرد والله خعلی عالی بود واسه ازدواج! دستپختش که خوب، تمیزکاری که عالی! اهل دود هم که نیست، عطرشم خوش است! فقط فکر کنم باید یک قرارداد با این کارخونه های شوینده می بستم که اونها تولید کنند این مصرف!
در هر شکل از اینکه اون رومانیایی کثیف اینجا نیست از بوی گندش عقّم بگیره، خدا را سپاس می گم.