خراب
اسکرین لپ تابم پر شد از پیکسلهای قرمز و نا آرام
یک چیزی، به وضوح از بین رفت انگار...
یکی از درسهامو، 16 گرفتم اینبار. طرف ثبتش هم کرده که راحت کنه خودشو از دستم. همزمان با گزارشم دوتا سوال هم فرستاده بودم براش مه به تخمش گرفته انگار.
اون یکی درس، گزارشمو نخونده رد کرد! نوشته شنیدم داری موضوع پایان نامه ات را عوض میکنی، قرار بود فصل اول پایان نامه ات را ارزیابی کنم برای این درس لذا، گزارش خارج از موضوع است!!
راست میگه. قرار همون بود که این گفت...
گرفتار شدم. ساده و روان که بخوام بگم، اینه که گرفتار شده ام. برای طرف نوشتم اشتباه من کجا بود؟ و اگه اشتباه از من نبوده، کی هزینه هاشو میده؟!
نوشتم انتظار نداشتم تصمیمی که یقین دارم کاملا درست گرفته ام، همچین دردسری برام ایجاد کنه...
خودش میدونه دارم از چی میگم، و راست دارم میگم...
نمیدونم. پنچر شدم...
از آینده ای که خیر است و این دست اندازها داره هدایتم میکنه به اون، بی خبرم. برای همینم غمگینم یکم...
چه کنم؟