خب، فرصتی که دنبالش بودم گیر اومد.

رئیس دانشکده ایمیل زده که با استادت صحبت کردم، برو باهاش کار کن.

یک ایمیل دارم تنظیم می کنم که بفرستم برای استادم. با خاک و خرّه یکی اش کنم، تهش بنویسم خودت می ری صحبت کنی یا همینو فوروارد کنم برای مافوقت!

حرومزاده ها. انگار من پول حروم دارم که خرج آموزش یک نره خر بکنم که یاد بگیره چطور استاد راهنمایی کنه! نوشتم می تونند ازم بخوان که ول کنم دانشگاه را منتهی با تو کار نمی کنم!

می گم

نکنه خر بشن بگن خب ول کن!

خدایی اینها نزدیک دو ماه است رسما دارند می گردند منو یک جا جا بدن، اما انگار عهد عتیق باشه و منم بی بکارت، کسی قبولم نمی کنه! قبل کرونا اقلا دو تا دانشجوی تازه داشتند می گرفتند. سه تا! خب اگه جا هست، چرا من جام نمی شه! اگه نیست، چرا جدید می گیرند؟

این که نشد که.