نیم ساعتی هست از دانشگاه برگشتم.

زود اومدم که گوشی ام را ببرم تعمیرگاه.

گفت چهل یورو خرجشه. باطری میخواد.

رسیدم خونه، رناتو تو مطبخ بود و در را بسته بود که صدا و بو نیاد بیرون.

آرتور تو دستشویی بود، طبعا اونم در را بسته بود. 

زندگی مشترک فقیرانه دیگه. حالا نه گشنم بودنه جیش داشتم ولی،

فکرشو کرده ام اگه جیش داشته باشم چه کنم؟!! حموم رفتن ارتور عین زن قدیمی ها است. اقلا یکساعت. 

اخ دلم نون پنیر سبزی نم کشیده تو حموم را خواست

😣