پاشم برم گوشی موبایلمو درست کرده بگیرم،

یک جعبه بیسکویت هم بخرم،

بیام ببینم چی میگه این آباجیمون.

هیچ دوست ندارم این موضوع را منتهی، گزینه دیگه ای که بهتر باشه هم ندارم الان. البته خب امیدم زیاده به بعد...

 

امروز صبح طاهره را دیدم. یک ماسک گذاشته بود رو اون کله گنده اش و داشت میدوید. پارسالها که بلاکش کردم و دیگه امارشو نگرفتم تا الان، گمونم نه ماهی شد. نمیدونم.

سلام علیک کردیم و تامام!

کسی از چشمم بیفته، اشرفی هم باشه افتاده دیگه...مهم نیست زیاد.