مارکوز، از صبح زود که شروع کرد، هنوز داره یا می پزه، یا می خره!

هول افتاده بچه ام. فکر کنم حدود ده تا ظرف یکبار مصرف فقط شسته بود که پر کنه از این آت آشغالهایی که گل هم کرده.

واقعا چرا فکر می کنه اگه کتفشو جراحی کنه، نمی تونه یک کلم را به پنج قسمت نامساوی تقسیم کنه و بذاره که آب پز بشه؟!

می فهم بیماری را منتهی، حس می کنم یک بخش زیادی اش، روانی است این مرض! 

باز باید برگردم بگم اگه زن داشت، این بخش از روانش سالم بود الان!

والله!

از طرفی می گم آدمها وقتی تو سلامتی کامل عین خروس جنگی مدام به سر و کول هم نوک می زنند و تمام زورشونو می زنند که طلاق بگیرند و طلاق بدن و جونشونو آزاد کنند، چرا باید موقع درماندگی بتونند کنار هم بمونند؟ همینکه اون طرف علیل شده دیگه نمی تونه جفتک بندازه کفایت می کنه که بشه در جوارش نشست؟

واقعا اینه؟

دندون مار را هم اگه بکشی، می تونی تو خونه ازش نگهداری کنی؟!

البته اگه از مدل خفه کننده و نمی دونم جفتک زننده و الخ نباشه.

 

آقا عصری پاشدم رفتم بیرون. می خواستم میوه بخرم. تمام شهر بسته بود. آخه امروز تعطیلات رسمی این شهر بود به مناسبت سان جوآن. ظاهرا مرگ یکی از حواریون بوده باشه منتهی اینها مرگشو جشن می گیرند، نه بخاطر اینکه از دستش راحت شده اند بخاطر اینکه لابد بخاطر اینها کشته شده باشه. شما فرض کن مسلمونها عاشورا را جشن بگیرند و بیش از تکیه بر کشته شدن حسین عرب، بر زنده شدن مثلا دین آقاجونش شادی کنند! می شه دیگه. آدمیزاد است و مغز خر. اینجا اینجوری می کنند، اونجا اونجوری. بحث نیمه پر و خالی لیوان وگرنه توجیه را از تو همون کتابهای کلفت خودشون می شه در کرد.

بگذریم.

اینجا وقتی تعطیل باشه، واقعا تعطیلند ملت. جز مغازه های چینی ها که شعور کافی ندارند، و مشتری ای هم من نمی بینم داشته باشند، بقیه قشنگ قفل و بست می کنند و بی توجه به قسط و کرایه و خطر گندیدن گوشت و میوه و از مد افتادن لباسهاشون و الخ، می رند دنبال زندگی. بخاطر کرونا دیشب نذاشته اند جشن بگیرند. آتیش بازی کردند ولی امروز از هر کوچه ای رد می شدی صدای موزیک شاد به آسمان بود. و بعضی خونه ها دالان و حیاط را حتی آذین بسته بودند. البته بگم اینجا حیاط ها کوچیک است. اندازه یک اتاق ماها. تازه یک آقاهه هست حیاط خونه اش به قرآن دو تا موزاییک عرض بیشتر نداره. این بابا عصر به عصر این دو تا موزاییکشو می شوره!! قشنگه. با فضاهای کوچک هم چیزهایی قشنگ و چشم نوازی درست می کنند و بسیاری اش بخاطر گل ها و علفهایی هست که با کمترین امکانات می تونندداشته باشند. امروز دیدم رو دیوار یک خونه ای شمعدونی ها گل داده بود! شما فکر کن چقدر شرایط باید مطلوب باشه که شمعدونی از تو باغچه اونقدر بزرگ بشه وشاخه بزنه که بیاد رو سر دیوار، با بی عاری تمام گل کنه. عکسشو می ذارم تلگرام.