میگه، چندسال رفتیم حمزه علی.
زیارتگاهی است در حوالی بروجن. استان چ و ب.
بهش می گم دیگه نرید. گنجشو دزد برد.
میگه مگه گنج داشت؟
میگه چرا نگفتی؟
من باید بگم؟!
شماها نمی بینید هرکجا پول هست مردم جمع می شن دورش؟!
تو فک و فامیلتون نمی بینید؟ بین سیاسیّون نمی بینید؟ اصلا امامزاده که رفته اید، نمی بینید همه مردم گرداگرد پول طواف می کنند؟!
چشمتونو باز کنید، رو زمین را نگاه کنید دفعه بعد. کم و زیاد، یک عالمه پول هست و مردم همه چنگ انداخته اند به اون نرده های قلّاب وار و انگار دارند بخت آزمایی شرکت می کنند، یک پولی، کم یا زیاد، می اندازند تو این جعبه بزرگ، بعد عین بز چشمهاشونو شهلا می کنند و حواسشونو از همه دنیا قطع می کنند و تمرکز می کنند و تهش یک آآآآآآآآآآهی می کشند و بر می گردند!
به نظرتون چی خواستند؟!
یا درمان مریضشونو می خوان یا یک گونی پول می خوان یا دخترشون عقیم است بچه می خوان یا پسرشون نازاست برافراشتگی می خوان (این دو تا دعا برعکس، خود امامزاده می دونه) بهرحال یک چیزی می خوان که با اون پولی که انداختند نمی تونستند استحصالش کنند! اومدند تو لاتاری معنوی شرکت کنند! پولو می دن، شاید امامزاده توجه کرد و شفا داد!
ای خاک بر سر جهل که اهل منبر خودشون دکتر سمیعی و آلمان را برای خودشون اختیار می کنند و درمان ما امامزاده هان
بهرحال.
این همون لاتاری است، فرم مذهبی، با اطمینان هزااااااااااااااااران درصد که هرگز برنده نمی شی! تو این خارجی ها هر از گاهی بالاخره یکی انگار پولدار می شه ولی اموال و نذورات امامزاده هرگز خرج زائر و فقیر نشده که به بازسازی و بهسازی خودش و محوطه اش اختصاص پیدا می کنه (در بهترین حالت) و شاید ساختن راه دسترسی بهش و شاید تخت و سایه بون براش و الخ! تمامش برای اینکه چرخه تشدید بشه باز!!
حالا گیر ندیم، برگردیم به اینکه هرکجا مردم جمع بودند، گرداگرد پول جمع شده اند، ولو در مقدّس ترین اماکن ما!
باور ندارید؟ ببندید در قلکهاشو و اگر این حرکت کاملا معنوی است آنرا تطهیر کنید از مال نجس دنیا!
پول، عین آب است. قطره قطره اش به چشم نمیاد ولی اونی که تجمع قطره ها را می تونه رصد کنه می دونه چه جریانی است و به کجاها نمی کشه لاکردار. من چهارسال حساب کتاب یکی از فقیرترین مجتمع ها دستم بود! حساب همه عقب بود. ارزونترین تو کل شهر بودیم منتهی، من می دونم که پول، موجودی صندوق، چه قدرتی می گرفت از این استمرار!