اوستای منزوی
جالبه ها، اوستای منزوی و احمقم دیگه اصلا نمیاد دانشگاه!
کامپیوتر دفترشو برده بود خونه و، به یمن کرونا، دیگه راحت کرده خودشو.
مواجهه هم نداره با کسی به طبع، خوشحالتره.
.....
😄
دیدمش! الان استاد اسبقمو دیدم! قاطی کرده بود که جواب سلاممو بده، یا نه😄
خاک تو سسسسرش! من که ببینمش حتما میرم سلامش میکنم!
حس مهاجم بودن دارم! حس غالب بودن! این خوبه. اینو دوست داشتم. الان اون یکی استادی که سه نفری جمع شدند یکی یک ذره ازم نمره کسر کردند تا شدم هجده را هم دیدم! مقابل اونم، حس مهاجم داشتم! حس طلبکار. حس اینکه به یک بخشی از توان من اعتراف مکتوب نکردید! نمره منو بهم بدهکارید...
جالبه. ادم باید گررررردنش افراشته باشه، ولو نازک باشه این عضو شریفش..
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر ۱۳۹۹ ساعت 21:36 توسط آرش
|