کرونا که شد، نیم کیلو لوبیا قرمز خریدم، اضافه تر... 

گقتم نمیرم اگه ییهو نظر سیاست ندارهای اینها هن مثل ماها شد.

حسن گفته مهم نیست سفره مردم کوچکتر بشه، مهم اینه دوششششمن بفهمه مردم به حاکمانشون ایمان دارند.

همچین چیزی

بگو خااااک بر سر، شما دسته هونگ ها را میخوام چکار، اگه قراره نان را از سفره ام بدزدید و اب خاک و نفت و عزت و شرفمونو به تاراج بدید.  واقعا فکر میکنه چه تخم دو زرده ای برامون میکنه؟؟! ساقی تش اینقدر خوب بوده؟؟!

خلاصه، یک بسته لوبیا خریدم، کمتر از نیم کیلو بود حتی...

امروز ازش خیس کردم، فضله کرم هویدا شد برآب!

طی دوماه، لوبیا را هم اگه کاری نداشته باشی، کرم میفته حتی...

از بین میره

حالا شما ببینید چیا دارید که دوماه که هیچ، دو ساله سراغش نرفته اید!

ننه آقاتون 

عمه ها

خاله ها

حتی بچه تر ها! چرا همیشه فکر میکنیم باید به بزرگترها سر بزنیم فقط؟؟

دانشجو ندارید فلان شهر باشه،  تو خوابگاه؟

سرباز ندارید؟

دارید. مطمینم دارید اینها را منتهی، 

شعور، 

نه بعضی ها!

دقت، نه خیلی ها!

 

دانشجوها را با اطلاع قبلی برید سراغشون، لطفا! 

 

هان، اینو بگم. مغز. چندساله سراغ مغزتون نرفته اید؟؟؟

کرم افتاد.

سراغ دلتون؟؟

قللللللب بیصاحبتون

زنتون

شوهرتون

سراغ عشقتون

دوستتون

عمه تون ( دوبار)