آقای گاو کوهی یک کوله پشتی و دو پلاستیک مملو از خوراکی خرید و،
خلاصه می ریم که ببینیم چطور پیش می ره کار امروز.
خدایی اگه این کرونا ول نکرده بود من خل می شدم تو خونه با دیدن این.
وعه! مگه آدمم اینهمه می خوره آخه!! بپکی!
دستور پخت برنج به سبک برزیلی ها را به مامانم گفتم. یک شب درست کرده، بعد به این نتیجه رسیده که هیچ فرقی نکرد، مجدد به سبک خودش درست کرده است!
طبیعیه خب چون برنجشو می شناسه و شفته نمی کنه، نتیجه براش ملموس نبوده چندان. تفاوتی نداشته در واقع. بعدم امان از سنّ و سال آدم. اینرسی آدم که بالا می ره نشون می ده دیگه پیر شده. تغییر را نمی پذیره. چیزهای نو را تست نمی کنه...
چند روز پیش به آبجی می گم خوب که خبر دادی که نت نداری، نگران می شدم. می گه وا!
می گم آره بابا. آدم پیر که می شه نگران می شه. نگران از دست دادن چیزهایی که داره! توان و انگیزه ای برای بدست آوردن چیزهای نو و تازه نداره و از تصور از دست دادن همونها که داره، ولو موقت، بخاطر قطع ارتباط حتی، نگران می شه.