می گم این مبحث تازه گه گیجه می کنه آدم را، این وصفش

شده تا حالا بخواهید یک میخ کج و کوله را صاف کنید؟

می خوابونیدش رو یک سطح سفت، بعد با انگشت تو یک حالت خاص می گیریدش، می کوبید رو برجستگی اش. 

یکم می خوابه

حالا یکم میخ را می چرخونی، چه بسا اصلا متضاد با حالت قبل، باز می کوبی رو میخ!

می خوام بگم یک حرکت دیوانه وار می کنی که کاملا به سمت هدف سوق می ده ماجرا را. ضربه هایی که به جهات متضاد وارد می شن.

حالا این رابطه ها هم، یکی اش می زنه بزرگ می کنه پارامتری که اندازه گرفته اند را، یکی دیگه می زنه کوچیکش می کنه! بعد همه اینها را هم باید با هم اعمال کنی سرش! به نظر احمقانه است ولی، چون برآیندش مهمه، این کارهای احمقانه را انجام می ده آدم.