باز هم
باز هم دارم کتابی را میخونم که چهارده سال و اندی جلو چشمم تو قفسه کتابهای شرکت خودنمایی کرد و من ترسیدم ازش و نخوندمش!
الان، با اشتیاق دارم میخونمش!!!
کاترینا یک چیزی خریده با دهن باز قاااارپ و قااااارپ میخوره، فکر کنم چیپس باشه. نمیخوام نگاهش کنم...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 15:6 توسط آرش
|