بی خواب شده ام، از بس خوابیدم!!

تا الان که3:45 صبح هست، دو بار بیدار شده ام!

همه شواهد دال بر صبح شدنه، هم گشنگی ام، هم رفع خستگی ام، البته پشه کوره ها چیزی دیگه میگن. شدیدا فعال بودند و نشون میده هنوز صبح نشده. حوالی صبح، خسته از مانور قراضه وارشون، میرن یک گوشه پارک میکنند اغلب. تا قبل اینکه بکشمشون شدیدا مانور میدادند...

چه باید کرد این نصفه شبی؟!

کیک ندارم چرا! گشنمه خب.

اگه زن داشتم حالا یکم سیخش میکردم، بلکه وقت میگذشت.

ولی نه. پا میشد پاچه ام را میگرفت. طفلک گناه نکرده صبح تا شب بیرون کار کنه، تازه شام و ناهارم بپزه، منم جمع کنه، شبم نذارم بخوابه. حالا بچه میگیم نداریم مثلا. 

خل شدم؟

شاید.

بخوابم

یا یوتیوب گوش کنم.

این قاطی خانوم اگه شماره داده بودا، حالا پیامش میدادم. نفهمیدم بالاخره چه کاره است، شوهرش چی شده، باید بریم محضر قرارداد بنویسیم باهاش، یا بنگاه.نودمیلیونشو چطور از چنگش در کنم،لای سیب زمینیهاشم که طلا جواهره. به به.

بچه از آب و گه دراومده هم که داره، کلی جلو میفته ادم.