یاسی و عاطی و آری
میخواستم اسم وبلاگ را به افتخار خوانندگان زنده، عوض کنم، موقت
اولش به ذهنم رسید بذارم وبلاگ من و عاطی!
آخه فقط انگار ما اینجاییم.
بعد چک کردم نظرات را، دیدم آری خانومم هست.
گفتم خب می ذارم :
من، با عاطی و آری!
بعد بیشتر چک کردم دیدم یاسمن هم بوده است.
دیگه خدایی هرچه فکر کردم وزن و قافیه اش به هم نخورد! ناچار شدم یکم از دمب یاسمن جون کم کنم، خودمم کلاّ حذف کنم، بشه
یاسی و عاطی و آری!
چطوره؟
امروز، شمایید با وبلاگ،
یاسی و عاطی و آری!
شاد باشید.
درگیر پر کردن فرمهای مالیاتی هستم. طفلک آبجی را فرستاده ام کافی نت. خط موبایلمو هم قطع کرده اند، پیامکی نمیاد. یک گرفتاری ای شده است که نگو.
امسال، سامانه می گه شماره حساب بانکی که پول بهش میاد را هم اعلام کن، موجودی اش را در شروع و خاتمه دوره هم ذکر کن.
این حرومزاده ها همه اطلاعات را دارند ها، از ماها را دارند، ولی از اونها که باید را، نه!
برید مالیاتتونو بدید خلاصه. تا آخر این ماه گویا وقت داره.
ضمنا اگه از من می شنوید برید هر آنچه دارایی دارید را یا حسابهای مشترک کنید یا وکالت خرید و فروش به افراد مطمئن بدید که وقتی بهرحال اجل اومد سراغتون گیر دولت نیفته. لاشخور تر از این دولت کسی ندیده است. حقوق اونجوری می گیرند، سر هر کاری هم میاد می گن مردم خودشون فلان کنند! تو دسته خر را می خواهیم برای روز مبادامون.
فهمیدم. می خواهیم که برای واگذاری و فروش مملکت، مشتری سرگردان نباشه. چین روسیه و حتی پاکستان هر کدوم یک گازی به یک گوشه زدند! شکر خدا ترکیه تو آفریقا دنبال مستعمره می گرده و عراق هنوز سر دمبش با هم قاطی است... افغانستان هم که اون بلبشو است مسخره می کنه که ارزش آب ما از فلان شما بیشتر است. راست هم می گه... هیرمند را به چه سهولت دادیم، سیستان نابود شد.