مقاله فالستو، رفیقمون را دارم می خونم. یک پسر اهل کلمبیا. یکم رفتارها و قیافه اش اول کار معمولی نیست. عین آدمهای خیلی باهوش یک تیک های خاصی داره انگار. آدم فوق العاده ای است.

این طفلک یک درس داشته، طی اون درس یک مقاله تدارک دیده، الان می بینم بجز خودش اسم چهار تا استاد دیگه هم یدک شده! یعنی این مرده خوری انگار همه جای دنیا مرسوم است! البته، از یک بعددیگه هم می شه گفت شاید اینجا چیز مطلوبی باشه که فلان دانشجو با فلان استاد معروف و مشهور مقاله مشترک داره ولی واقعا در بین زنجیره آدمهای کم اهمیت هم هستند. مثلا همین خانوم چاقه خودمون! بهرحال. دور همی مال بچه را خورده اند.

حالا، مشکل اینجاست که یک گراف می ده، نتیجه ای که من ازش می گیرم با آنچه اون نوشته کاملا متضاد است!!! و چون اونها پنج نفر بوده اند طبیعی است که نتیجه گیری من غلط قلمداد بشه منتهی،،،

چرا آخه ؟!

مقاله را می خونم غلط گرامری انگلیسی داره. مثلا فعل did را با زمان ماضی فعل اصلی استعمال کرده. یادم میفته اون یابو چه دهنی از من سرویس کرد سر این درست نوشتن. پدرسوخته انگار مامور دایره ادبیات انگلیس بود که جلو خرابکاری منو تو زبان انگلیسی بگیره.

نرفتم دانشگاه. می خوام یک ساعت دیگه پاشم برم ببین موهامو کوتاه می کنه، یا اینم نوبت و صفی شده. تو حموم که موهامو می شورم جلو سرم به شدت خلوت شده . حس می کنم هیچی نیست دیگه.

البته ریزششون خیلی کم شده. انگار یک موجی خورد همه را ریخت و رفت!