الینا، خدمه، داره اتاق را طی میزنه
انگار طبع مستخدم بودن همه جا یکیه! اینم آواز میخونه و بلندبلند با موبایلش حرف میزنه و کللللللل محبط به تخم چپشه!
بهم میگه تعطیلات نداری تو، کار کار کار کار!
انگلیسی حرف نمیزنه البته، من فکر میکنم اینو گفت بهم!!!
تو خونه راستش کاری نمیکنم.بازم اینجا یکم بیشتر فرمت کار دارم. الان چسبونده ام ببینم بالاخره میفهمم p value توی آمار چیه با نه.
نه که ندونما، حسی به اینکه چی میکنه ندارم.
نتونسته ام بندازمش تو کاسه ای که چیزهای دیگه هم توشه.
شما، زمانی میتونی بگی حسن آقا را میشناسی، که از پشت سرش هم بتونی تشخیصش بدی. که اگه چشمتو بستند، از بوی تنش و نمیدونم مدل سینه مکیدنش بتونی بفهمی اونه. میدونید چی میگم؟ از هر زاویه، تو هر شرایط. علم هم همونه. اینکه صورت مساله را جلوعقب کنی بچه خودشو خیس کنه، این علم نیست. حفظ است! ارزش نداره.
علم که شد، اونی میشه که گفتم بهت...