طعم صبح سیزده بدر میده امروز!

پارکینگ مدام پر و خالی میشه از ادمهایی که بساط کرده اتد برای پیک نیک.

زنها، سیاه یا سفید،  همه سر و کون لخت.

دارم فکر میکنم وقتی یک زن جفت لنگهای بلور خوش تراششو اینجور تو خیابون ریخته بیرون، چه جاذبه جنسی ای برای تو اتاق خواب میمونه و یهو، یکی از ایده های بیمار گونه ام (؟) توجیه پیدا میکنه!

اینجا،

زن انحصاری نیست!!!

کسی اگه یکیو گرفت،

تنها خور نیست!

حق جامعه از زیبایی زن، هم تا قبل ازدواجش که لخت و پتی بوده پرداخت شده و هم همچنان بعد عروسی پرداخت میشه اینه که شما میبینی بجز مدخل ماجرا، حتی تا خط باسنشونم قابل دیدنه!

یک بخش شخم زدن و دخول میمونه اختصاصی، که اونم قراردادها ازلی و ابدی نیست! 

اینکه حق پسرهمسایه و نمیدونم پسر دایی و عمو و باقی نرینه های جامعه ازشون سلب نمیشه در دیدن این زیبایی ها، باعث میشه تلاشی هم برای بدست اوردن اون حق سلب نشده، لازم نباشه!

لذا شبکه های اجتماعی پاک است و خونه خالی و قرارهای آنچنانی محدود!

می فهمید چی می گم؟!

 

مبل را گذاشتم تو تراس

درحالی که پاچه هامو تا میشده کشيدم بالا، زیرپیرهنمو هم کندم و دارم سینه هامو آفتاب میدم😄

استادم گفت برو افتاب بگیر زمستون کمتر مریض میشی!! منم حرف شنو!

گاهی که میرم میدوم، سینه هام لمبور بر میداره!!

ولی چیزی بزرگ نشدن!

چرااااا؟؟

 

لمبور! چه لغت ریشه داری!

لمبور!!!

تکونهای یک باسن را هنگان تند راه رفتن تجسم کنید!

یک باسن ژله ای بزرگ بی اینکه تو گن و شورت گیرش انداخته باشید!

یک لغت دیگه هم تو ذهنمه امروز، ما می گیم: آزّاد!

ز مشدد!!

به معنی خیلی زیاد! محکم!

مثلا میگن آزّاد گاز بده! یعنی تا ته ته منتهی ولش هم بکن! 

یا آزّاد ببندش! یعنی گره محکم بزن! بعد این فعل اون پروسه بستن را بیشتر رهبری می کنه تا بعدش را. می گه حین بستن تمام زورتو بزن که سفت باشه. نتیجه بعدش دیگه خیلی دنبال نمی شه با این فعل...

 

این پست بعنوان یکی از شاهکارهای کتاب آینده ام، ضبط خواهد شد.