با اختر خانوم حرف میزدم،

میگه اگه کسی دنبال یک دختر خییییلی خوب میگشت برا ازدواج، منو معرفی کن.

خدایی هم دختر خوبیه. سی و اند ساله، اهل آبادی. هنوز لنگش هوا نرفته البته. این هم میتونه خوب، و هم بد تلقی بشه.

بهش گفتم خارجه نمیای!

گفت فقط کیس ازدواج باشه میام!

گفتم نگاه تو رو قرآن بچه تو آبادی مونده نمیدونه بطور معمول سوار هواپیما میشن ملت میرن خارجه، نه سوار کیر.

بهش گفتم خیلی منتظر این کیس نباش اینجا خودشون در حد مصرف و بلکه صادرات، تولید دارند!

والله. چی بگه آدم. خب هم بکش یک تلاشی بکن اقلا ببیننت، شاید گرفتنت هم! الان کی خبر داره بابات تو پستوی خونه اس چه جواهری داره؟؟!

 

هعی. امان ازین فرهنگ کون گشادی ما.