دیشب تمامش کابوس میدیدم. آشفته! یک پراید داشتم و یک تویوتا باری قرمز. تو یک زمین بین خونه های خشت و گلی قدیمی. کلاسم دیر شده بود و هر در پراید را میکوبیدم بهم که قفل کنم برم کلاس، اون یکی درش باز میشد! اخرشم یکی دیوارها نزدیک تویوتا فرو ریخت، آسیب نزد ولی اومده بودم عقب که دیوار نریزه روم، حالا راه بسته شده بود...
فضاحتی تمام...
+ نوشته شده در جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 14:4 توسط آرش
|