منشی، انگار که گروهی از پسران نو کیر را به زحمت از کمر انداخته باشه،

خسسسسته و درمانده،

به همکارش میگه امروز خییییببلی انگلیسی حرف زدم!

😄

میفهممش.

ته حرفش اینه که ته تمام تلاشش، مخاطب باز هم نفهمیده چی به چیه!

تازه، این یک روزش گرفتار بوده، نمیفهمه چه بلایی سر ما میاد که هر رووووووز زبان را لازم داریم و نمیفهمیمش!

سخته،

خیلی سخت!