یکم چس ناله کنیم!
ستار را گذاشته ام بخونه. آلبوم خاطره.
خاطره کجا بود! ما کی زندگی کردیم که خاطره ساخته باشیم؟! ریدیم به خودمون اسمشو گذاشتیم زندگی!
همه خاطره ها را دوره کن مثل من امشب
تو به خواب من تنها، نازنین، سر بزن امشب...
شب و هر شب، یک دل سیر، خالی از بغض تو می شم
عکستو بغل می گیرم، آه که جات خالیه پیشم
دست من نیست اگه دستم، همش از تو می نویسه
اگه دلتنگم و چشمم، هر شب از یاد تو خیسه
دلم می خواد عین این کسخلها که مست خوابند اما مقاومت می کنند و یک کاری را بی توجه به زمان با فشار و تمرکز انجام می دن و صبح، لنز دوربین روشون باز می شه در حالی که کار را تمام کرده اند کلّه روغن مالی و ژولیده شون افتاده روی میز، به خرّ و پف!
مثل اونها، یک کاری را بلد باشم و تمام کنم منتهی،
کن که کاری ندارم که!
کاری بلد نیستم که بکنم
انگیزه ای هم واسه اونهمه فشار ندارم!
وللللللللل کن بابا! گور بابای کار.
حتی گور بابای زندگی! سیخی چند!