رفیق عزیز، خیلی ممنون که هنوز سر می زنی منتهی،

این مجاهدت، شما را از نوشته کنار وب مستثنی نمی کنه به نظرم!

عین نوه هایی هستند که بیشتر از خود پدربزرگ، از قند و اوره و کلسترول خون آقاجونشون خبر دارند منتهی، نمی رن بهش سر بزنند!

می تونم بگم فقط منتظر مرگش اند،

یا مواظب اند نمیره!!

درحالی که این چیزی نیست که اون پدربزرگ بهش احتیاج داره! درک می کنید؟

اینها تکدّی محبت نیست. به هیچ عنوان اشتباه تلقی نکنید من حتی وقت ندارم به همین چند نفری که محبت می کنند و حتی، فرصت نمی کنم اونقدر که باید با خواهرهام سر و کله بزنم. اختلاف ساعت هم مزید به همه علتهاست. به هیچ وجه نمی گم کسی به من پیام بده یا سر بزنه یا وقت بذاره، دارم منتهی یک آینه ای جلو روتون می گیرم! اونم از کرم درونمه که خجالتتون بدم وگرنه خداشاهده اگه هدفم اصلاح شما گمراهان باشه  :))