یادم نیست تو ادبیات، چی بود که مرکّب می شد. صفت مرکّب مثلا؟ یادم نیست. منتهی،

الان سر صبح من یادم افتاد به یک چیزی که قدیم استعمال می شد، بعد دیدم هه هه، فحش مرکّب که می گن همینه!

اون موقع وقتی کسی سر و صدای زیاد و بیجا تولید می کرد، بهش می گفت فلانی، مگه  عروسی ننته؟!

این، از یک طرف فحش ناموسی بود، چون بهرحال بعد از جاری شدن خطبه و انجام عروسی، ننه طرف را یکی غیر از باباش ترتیب می داد، خیلی زشت تلقی می شد،

هم از یک طرف اشاره به مرگ باباش داشت!

اون موقع ها طلاق خیلی زشت بود و ذهن کسی دیگه به اون حد نمی رفت که طلاق را هم تو صورت طرف بکوبه. مردن مفهموم رایج تری محسوب می شد.