دیدم این پسره از صبح به فعالیت هست و حموم می ره و لباس می شوره و ظرف میشوره ها،

نگو دختر می خواست بیاره!

یک، یا دو دختر، تو اتاقش اند الان.

هم وطن اند بی شک. زبان مشترک دارند و رفتارهای مشترک! مثلا طرف بی اینکه کفش و دمپایی پا کنه میاد می ره دستشویی! راحته!

 

استاد شحریان که یا هم سن رهبر معظم هست یا دو سال جوونتر، گویا در تدارک سفر آخرت باشه. مدام بیمارستان و کما و دعا...

اگر باور کنیم که این سن و سال، واقعا سن و سال رفتن است، چکار می کنیم بعنوان حسن ختام؟

یکی از چیزهایی که هیچوقت نفهمیدم این بود که مرحوم بابام اون موقع که حس کرد دیگه رفتنی است، اگه فرصت پیدا می کرد، نه یکروز و یک هفته ها. یک مدت قابل تامل، شاید یک سال،

تو اون یک سال وقت اضافه، چه می کرد؟!

نفهمیدم هیچوقت...

خودم چه می کنم؟

نمی دونم!!