ابو سعید
ماجرای ابو سعید ابی الخیر و شیعه و سنی بودنش این بود که یک بزرگواری می خواست کتابشو به یکی از دوستان اهل سنّت هدیه بده، براش سوال شده بود که طرف به چه کیش و آیینی بوده و ییهو خرابکاری نشه وگرنه اینکه شیعه بود یا سنی بود، نر بود یا ماده بود کلا هرچه که بود تمام شده و حتی همون کتابش را هم کمتر کسی می خونه دیگه.
والله. اینقدر این روزها معجزه و کرامت زیاده که ابوسعید پشّه هم نیست توشون!
یارو اومده می گه چهل روز، روزانه دو رکعت نماز بخون ثوابشو هدیه کن به مسلم ابن عقیل، خانه دار می شی!
اینها یا نمی فهمند یا ما را نفهم مطلق تجسم کرده اند! و خاک بر سر اون مجری یابویی که جلو این جرثومه های جهل و خرافه می شینه و تازه ذوق زده می شه اظهار امیدواری می کنه که بینندگان عزیز یادداشت برداشته باشند! بعد بگید به زنها باید دور داد و بای کار داد و باید چه و چه! خب ریدم به روح این زن بخصوص که یک نخود غیرت نداره که از اون یابو علفی بپرسه خیلی خب، سر چهل روز طی چه واکنشی طرف خونه دار می شه؟ تو بانک برنده می شه؟ قیمت خونه میاد پایین؟ حساب بانکی این چاق می شه؟ مگه نه اینکه خدا کارهاشو از طریق علّت و معلول داره انجام می ده، خب بالاخره خونه را یا باید بخره یا بسازه، چطوری نماز خوندن اونم تو اون مدت کوتاه، فرد را صاحب خونه می کنه؟! دوران بربریّتیم ما یا دوران خرخریّت؟! قرون وسطی اسلامی کی به انتها می رسه بلکه حرص نخوریم! از زندگی کردن که دیگه گذشت...