ما خبرنگار نیستیم.

ما منابع، و معیارهای سنجش خبر درست را از غلط، نداریم.

بعد یک موقعی، یک خبری تو فضای مجازی به چشممون میاد از فلان استوانه نظام، که بازداشت شده است.

جدای از اینکه خبر درست باشه یا  غلط،

می مونیم که آیا باید اینو منتشر کنیم، یا نکنیم!

از این باب میگم که به فرض صحت کامل خبر، انتشارش یک تف سربالاست! اینها یک روز  دو روز و یک سال و دو سال نیست که تو این سمت ها هستند. این حجم از فساد را یک نفر طی یک انتصاب و یک منصب نمی تونه مرتکب بشه اصلا.

سالهاست. عمری است. 

اینه که انتشارش، یک تف سربالاست به نظام که شمایی که قلم روزنامه ها را  گرفتی و بستی، خودت انواع بپّاها را گذاشتی، پس چی شد؟ چرا نشد؟ چرا اینهمه سال بیخ گوشت فساد کرد و نگرفتی اش؟ مامور خودت بود؟!

این بی آبرویی است کما اینکه تو قضیه طبری، لکه ننگ به هیچ عنوان پاک شدنی نیست! از دامن هیچکس پاک شدنی نیست.

حالا از اون سمت، بازم به فرض صحّت خبر، آدم می گه منتشرش کنم بالاخره لای اینهمه سیاهی، یک بارقه امیدی هست که باشه طرف خیلی چابک بوده خیلی دم کلفت بوده، نشده، نمی شده در می رفته ولی الان گیر افتاد بالاخره!

اینه که آدم تو دو راهی است و متاسفانه این انگیزه دم هم قبلا آزموده شده و گه مال شده با اون جنجالهای ییهویی و با اون کشش ندهیدهای غیرقابل هضم!

اینه که از هر سو می ریم، به یاس و دلخوری ایم...