کون گرمایی
تو اینهمه سال، هیچوقت فکر نمی کردم دستکش چیز به درد بخوری باشه برای سرما. همیشه می تپوندم تو جیبم و اگه نشسته بودم که از زیر باسن و لای پا واسه گرم کردن دستام استفاده می کردم. دیروز تا حالا حس می کنم عین دست مرده می شه دستام از بس سرد است هوا!
امروز دیگه نرفتم مدرسه. نشستم منزل تا حالا بعد از ظهر برم یک سر. مقاله هام دم دستم هستند و اینجا می شه رب دوشامبرمو بپوشم و در و پنجره ها را ببندم، بلکه گرم تر است از اتاقم تو دانشگاه. هشت نفر تو یک سالن بزرگ با پنجره های بسته و در باز! یعنی هم سرما را می کشیم هم کرونا را رعایت نمی کنیم! خدا بکشه این اروپایی ها را که هیچّی ندارند به قرعان! و چقدر باید حسرت خورد به حال مملکت خودمون. رفاه ما می تونست از تمام عالم بیشتر باشه. باور کنید اینو به عینه دارم می بینم اینجا. هیچی ندارند. هیچ! خیارشون از اسپانیا میاد! یک چیز که تولید می کنند، چه کفش باشه چه گوشت، اونقدر ذوقشون می شه که بزرگترین نوشته روش می شه این تولید شده در پرتغال است! نمی دونم تعصبی در خرید محصولات خودشون هم دارند یا نه ولی بهرحال پیداست که اگر بتونند کاری بکنند، خیلی ذوق زده اند