اخبار کرونا را دنبال نمی کنم اینجا. سرم نمی شه از زبان منتهی، دیشب تو کلاس زبان اسم نوشتند که مجوز تردد صادر کنند، چون گویا قرار است منع آمد و شد اجرا بشه یک مدت.
یحتمل فقط هفته آینده باشه منتهی،
فکر کردم اینها داخل شهر که اینقدر دارند سخت می گیرند، من چطور می خوام شهر به شهر برم برای تمدید کارت اقامتم؟! اونم تو یک روز زمستونی سرد!
قبل از این، یک عالمه باز باید مدارک کف شهر جمع کنم...
بعد از گرفتن کارت هم که کار خاصی ندارم! قرار نیست جایی برم. در واقع جرات ندارم! فکر کن انگلیس تو قرنطینه است ایران وضعیتش اونجور خر تو خر است (به لحاظ بیماری عرض کردم وگرنه که اممممممممممن ترین نقطه دنیاست! اصلا جزیره ثبات است وسط خاور میانه!!! به روحشون!)
خلاصه زنگ زدم که قرار را جابجا کنند اینجا. حداقل مسافت دور نباشه.
می دونید چی شد؟
شش ماه عقب افتاد!
خخخخخخخخ
مهم نیست. از نظر اینها اشکال نداشته باشه، از نظر من بلا اشکال است. اون موقع هم که آماده بشه، اگه بشه، باز می تونم تابستون برم ایران، به شرطها و شروطها البته...
نمی دونم.
کردم دیگه.
سختم بود.
و نگران بودم که یک بامبولی، بیفته وسط...
ان شا الله که خیر است.
بارون میاد. ریز ریز. هوا سربی است. مارکوز رفته سر کار و اون دوتای دیگه اتاقهاشونند، یحتمل خواب. صدای پارس سگی از دور می رسه. دیشب یک سوال به من افتاد که آیا دوست داری تنها باشی؟ گفتم نه! پرسید با کی باشی، رفقا؟ گفتم خانواده و رفقا، گفت حالا که نیستند حیوون خونگی چطور؟
خیلی جدی می گفت. مسخره ام نمی کرد. تو ذهن یک معلم اروپایی این بود واقعا که سگ و گربه می تونه جایگزین آدمیزاد باشه.
گاهی بهترش.
فعلا که یک چال سگ دارم سایز خودم! اگه روزگاری دستم باز شد، حتما سگ نگه می دارم! یک سگ درشت هیکل نر! سگهای ماده یک عالمه پستون دارند، دوست ندارم. انگار دوش حموم است زیر تنشون! همینجور نوک نوک نوک نوک! نر باشه لطفا!
پستون هم فقط دو تا! کوچیک ترجیحاً! نابود نه ها!!! هفتاد حداقل.
هشتاد و پنج شدنش با من!
خخخخخخخخ
بزرگ باشه ولی سفت باشه هم خوبه.
کلا بزرگش خیلی قشنگه. فرم بسیار زیبایی به بدن زن می ده و تو شرایطی لرزشش در هر گام، اونم از زیبایی هاست! زیاد دیده می شه اینجا منتهی،
برای کشتی گرفتن، حریف چقر خوبه!
مارکوز برگشت. انوااااااااع سر و صداها را می کنه این پیرمرد! از باز و بسته کردن یک در که کلا براش مهم نیست با سر و صدا باز بشه یا یواش، تا کوبیدن تو سر هم تمام قابلمه و دیگ و دیگبر!
یادم باشه یک پرینت از این قرارم برای تمدید اقامت بگیرم. خیلی طولانی شد بازه اش! قطعا خسارتشو خواهم دادن ها منتهی، علی الحساب 160 یورو به نفع من! والله! هر سال تمدید 160 یورو حدودا پول نقد می خواستند. الان با این حساب یکسال است که غیرقانونی اینجام من!!!