دومین تغار چایی را سر کار درست کردم و هاف و هاف فرستادمش بالا که یادم افتاد ستاره خانم سفارش داده بود از سبک زندگی این آدمها بگم، بجای افکار بی ارزش خودم.

بماند که ملاصدرا هم نفهمید مبنای خلقت کرم بوده و من فهمیدم اما، بهرحال خیلی از بزرگان در زمان حیات خودشان کشف نشدند، منم یکی اش!

والللللله.

عرض کنم که ستاره جان اینجا، میبینی یک آدم ولو غول پیکر، میره جلو ماشین، پول می اندازه توش و بعد یک لیوان کاغذی را بعد از کلی قاراچ و قروچ ماشین تحویل میگیره، حالا بگو چقدر توشه؟ قد یک تف! 

مثلا یک سوم ته لیوان، یک چیزی ریخته براش ماشین.

براماها،  تو چشممونم نمیره چه تو دهنمون ولی اینها، این ته استکان را پونصدددد بار میبرن به دهن و برمیگردونند.

جررررعه جررررعه انگار بگی از رو زبون باید جذب بشه،  چه کارشون به خر خوریهای ما؟؟؟

ما عرق هم که میخوریم با چهارلیتری است!

 سبزی، قد خوراک یک گاب(!)، بر نفر!